کنکور
تو سیب کرم خورده ی کدامین درخت خشک شده ایی
که باز با تو بلند می شود آهی از نهاد یک آدم
آه
واقعا متاسفم که مدتهاست به وبلاگم سر نزده ام چه برسد به آپیدنش ولی چه کنیم یک کنکور است و هزار بدبختی ولی بعد از نهم تیر ماه(به قول بچه ها روز آزادی) می آیم با کولباری پر.
فعلا.
خدایا ممنونم! نه به خاطر آنچه هستم و آنچه نيستم و نه به خاطر چيزهايي كه به من داده اي و چيزهايي كه نداده اي. تنها به خاطر اينكه هستي،فقط برای اینکه هستی... هميشه هستي... خدایا ممنون. 
اوهامی از موهوم در پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389 هنگام20:40 |
تا کنون هیچ وقت به این اندازه انتظار آمدن سال جدید را
نکشیده بودم آخر امسال برای من سالی متفاوت است
امسال من نيز راهي راهيان نور هستم.
برام دعا کنید.
عيدتون مبارك
هی فلانی...
زندگی شاید همین باشد
یک فریب ساده ی کوچک
آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را جز برای او نمی خواهی
آری... آری...
زندگی باید همین باشد.
"اخوان ثالث"
من غریبم ، تنها
من غریبم ، بی کس
من ندانم که چرا این همه اندوه در این دل دارم
و ندانم که چرا لحظه ای آرام ندارم
همه دم همهمه ای در دل من می گوید:
که دگر هیچ نداری ای دل...
به درون می ریزم
چه کسی بود به من گفت به تو نزدیکم
من فرو می ریزم
چه کسی بود به من گفت:منم تنها ،تنهای جهان و تو را یاور و یار
نکند لیک مرا برده ز،یاد یا مرا بگذاشته در این مرداب
نه... اینگونه نباید باشد
من حضورش را در عمق وجود
و بلندای سجود احساس کنم
آری او هست همیشه در کنار من تنهای وجود.

" اي سروران من ، در مقام ثنا و ستايش شما توان آن را ندارم كه فضائلتان را به شماره آورم و درمدحتان به عمق عظمت شما نمي رسم ." ( فرازي از زيارت جامعه كبيره )
اميرالمؤمنين (ع) مظهرالعجائب و معجزه بزرگ الهي است كه عقل ها درشناخت
وجوه وجود مقدسش حيرانند و دوست و دشمن مديحه سراي حضرتش مي باشند.
ابن ابي الحديد ، دانشمند سني مذهب وشارح نهج البلاغه در توصيف اميرالمؤمنين
مي نويسد: چه گويم درباره مردي كه حتي دشمنان و ستيزگران با او هم ، سر به
آستان فضائلش فرود آورده اند و انكار مناقب و كتمان فضائل او را تاب نياوردند،
( سپس با اشاره به مطالب قبلي خود ادامه مي دهد) و تو دانستي كه بني اميه ( و
به ويژه معاويه) چون به حكومت اسلامي در شرق و غرب زمين چيره شدند، به هر ن
يرنگي در خاموش كردن نورعلي بن ابي طالب كوشيدند و حقايق را برعليه او تحريف
كردند، عيب هايي براي او جعل و بر روي منابرلعنش كردند، مدح گويان او را تهديد
كردند ، به حبس كشيدند ، كشتند و از نقل رواياتي كه حاوي فضائل و مايه بلند
آوازگي او مي شد جلوگيري نمودند، تا آنجا كه اجازه نمي دادند نام او بر كسي نهاده
شود، اما اين حيله ها جز بر والايي و سرافرازي او نيفزود، همچون مشك كه هر چه
بر آن سرپوش نهند، بويش بپيچد وو چنان خورشيد كه چهره اش با كف دستي
پوشيده نگردد و چون روز روشن كه اگر چشم برآن ببندي، ديدگان بسياري آن را مي
بيند.

رهگذر می آید
در هجوم تب تنهایی بین من و تو
و صدای قدمش می پیچد
گوش کن . . .می شنوی
بوی باران می آید از دور . . .
سکوتی وهم انگیز و خیال آلود 
و سیاهی و سکون
و سپس نور و فقط نور.
(از بدیهیات خودمه)

اوهامی از موهوم در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 هنگام16:48 |
مدرسه ها شروع شده و من هم چون درسام سنگینه خیلی کم وقت می کنم وبلاگ رو به روز کنم .
داشتم فکر می کردم درباره ی چی بنویسم که یادم اومد هفته دفاع مقدسه و چی بهتراز اینکه از جنگ
بنویسم و شهدا . . .

من نه سنم به اون زمان ها می خوره و نه صاحب نظرم که در این رابطه بنویسم و تنها کاری که می کنم
اینه که کتاب های مربوط به جنگ و شهدا رو می خونم شاید بفهمم عشق مردان مردی که جان را
در راه دوست دادند و رنج مادرانی که غمی به قدمت تاریخ بر دل هایشان نهفته است.
همین چند روز پیش توی یه کتاب خوندم:"یکی از غواص ها،شهید شریفی نیا،وقتی رسید
ان طرف اروند،نتوانست نگهبان و تیر بارش را خاموش کند.اروند طوفانی شده بود و
برگشت هم ممکن نبود.توی آب صبر کرد ولی یک دفعه جذر شد و آب رفت
پایین.نگهبان عراقی ممکن بود ببیندش.خودش را پایین کشید ودست و بدنش را لای
سیم خاردارها کرد که گیر کند وبه خاطر نفس کشیدن بالا نیاید.
خودش را غرق کرد که صدایش در نیاید،برای اینکه عملیات لو نرود.
و از این شهدا زیاد داریم. . .

و چه سخت است درک کارهای این چنین بزرگ برای منی این چنین ساده دل...
باید خواند و خواند خاطراتشان و این تنها کافی نیست.باید ادامه داد راهشان را
نمی دانم اگر روزی جنگ شود من فرار می کنم یا می مانم ولی شهادت را دوست دارم.
کاش ماندنی باشم . . .

همان طور که ممکنه تا حالا شنیده باشید، امسال (2009/1388) سال جهانی نجوم نام گذاری شده ؛ من به عنوان یک منجم آماتور لازم دونستم تو این پست از نجوم و برنامه های سال جهانی نجوم بنویسم.
علت نامگذاری این سال، گذشت 400 سال از اولین رصد گالیله با تلسکوپ دست سازش می باشد که انقلاب بزرگی در علم نجوم بود.

از برنامه های نجومی صدا و سیما برنامه آسمان شب را می توان نام برد که هر هفته دوشنبه ها حدود ساعت 22 از شبکه 4 پخش می شود که علمی و قابل فهم به بررسی مسائل و رویداد های نجومی می پردازد.
علاوه بر این هر شهر برنامه های نجومی خاصی دارد که اگر ساکن مشهد هستید پنج شنبه های آخر هر ماه همایشی با نام "باشگاه نجوم" در دبیرستان فاتح برگزار می شود که گزارش کامل آن را در سایت: http://www.toossky.ir/ می توانید ببینید.
در این سال منجمان حرفه ای و آماتور با تلسکوپ های خود به میان مردم می آیند و تلاش می کنند گامی در جهت پیشبرد علم نجوم داشته باشند.
من هم در ادامه ی مطلب یکی از مهیج ترین قسمت های اختر فیزیک یعنی "چگونگی تشکیل یک ستاره "رو نوشتم که برداشتی مستقیم از برنامه ی آسمان شب است.
هم چنین مناسب دونستم با استفاده از این فضای مجازی اگر سوالی در رابطه با اختر فیزیک یا کیهان شناسی داشتید در نظرات وبلاگ مطرح کنید تا در حد اطلاعات خودم پاسخ گوی سوالات باشم.

همه ایستاده بودند،سایه به سایه...شانه به شانه... و منتظر...
منتظر دیدن من بودند،من که گوشه ای از جلوه گری و خود نمایی او بودم.همه منتظر
بودند تا در من روحی بدمد تا جان بیابم،و لب به "تبارکَ الله اَحسنُ الخالقین"
بگشایند.
چه لحظه ی با شکوهی به راستی چه چیز می توانست از این با شکوه تر باشد.
لحظه ای سکوت همه جا را فرا گرفت و او لب به سخن گشود: "نفختُ فیهِ مِن روحی".
درست می شنیدم ، از روح خودش ،خود خودش !
آری... از روح خود در من دمید.
من که آسوده خاطر با خود می پنداشتم حال چگونه لطف بی کران او را پاسخ دهم
هیچ نیاندیشیده بودم که واقعه ای دیگر در راه است ...
...
به ملائک فرمان داد:سجده کنید. منظورش به من بود، خود خودم!!
همه به سجده افتادند، اما نه! همه به جز یکی...
یکی از آن میان نافرمانی کرد، می گفت من از آتشم و او از گل. مرا می گفت من که
به دست او ساخته شده بودم به دست خود خودش... چه ناسپاس بود.
به سزای نا فرمانی از بهشت رانده شد.
می گفتند شش هزار سال است که عبادت می کند،شش هزار سال عبادت!وبعد از
این همه وقت رانده شدن به خاطرعدم سجده بر من فقط به خاطر من!
آری او در دیده ی مجنون ننشسته بود تا به غیر از خوبی لیلی نبیند.
...
و کاش می دانست این جمله چه با دل من می کند،وقتی گفت:جهان را برای تو
آفریدم و تو را برای خودم.
برای خودش ، خودِ خودش...
و این با من بود که برایش بمانم یا...

درباره ی ایهام
به نام او…
من پر از نورم و شن
وپر از دار درخت
پرم از راه از پل از رود از موج
پرم از سایه برگی در آب
چه درونم تنهاست.
تفالی به حافظ زدم:
می کشیم ازقدح لاله شرابی موهوم/چشم بد دورکه بی مطرب ومی مدهوشیم
ومرا از انتها بخوان م..و..ه..و..م
همانـــــــــم
هر آنچه هست
نزدیکان دور
می تراود مهتاب
آرمان انتظار
ادب پارسی
تیک.. علم.. تاک
بی رودربایستی
سکوت ممنوع
هر چه می خواهد دل تنگت بگو
black-love
پاهای کثیف
مشاوره و روانشناسی
روز مره آنلاین(جیم)
پیرو رهبر
لبخند خدا
ظهور نور
حرف دل
فرصت پرواز
سپربلای ایران
اوهامات پیشین
دی 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
طراح قالب
POWERED BY